فضایی برای تمرین و زیستن تحول در زندگی، کسبوکار و روابط
فضایی برای تمرین و زیستن تحول در زندگی، کسبوکار و روابط
رویکردی تحولی برای اثربخشی در زندگی و کسبوکار بر پایه هستیشناسی و پدیدارشناسی.
اتصال به شبکهای از راهبران و پیشوایان که منشا گشایش در زندگی خودشان و دیگران هستند
آوردگاههای طراحی شده برای ایجاد تحول درون گود زندگی
فرصتی برای تمرین و حضور در عالم تحول
تجربیات و نظرات
قبل همایش به دنبال این بودم که دنیا رو از منظر "کشف کردن" ببینم. تصورم این بود که در طول دوره قراره چیزهایی به آموخته های قبلیم اضافه کنم اما بعدا فهمیدم که قراره چیزی کم کنم. تجربم در طول دوره، تجربه نابی بود که پرده هایی که جلوی چششمانم بود که باعث می شد واقعیت رو نبینیم کنار رفتن و تونستم نور بتابونم به نقاط کورم. در حقیقت به اون بخشِ نمی دونم که نمی دونم هام تا حدودی دسترسی پیدا کردم. بعد از همایش اثراتش رو تو حوزه شخصی، خانوادگی و کاریم تونستم ببینم و حس کنم و تحول رو توشون تجربه کنم. به نظرم همایش به درد هرکسی که منتظر یه تلنگر برای تحول هستش و به درجه ای از آگاهی رسیده که می خواد تصمیم سازی کنه در هر سن و سالی می خوره.

خیلی وقت بود که دنبال این بودم که خودم رو بهتر بشناسم و با محدودیت های ذهنی خودم بیشتر آشنا بشم. که با ادبیات راهبری آشناشدم. در طول دوره با تمایزهایی آشنا شدم که دسترسی فوق العاده ای برام ایجاد کرد. دوره بهم این دسترسی رو داد که در هر شرایطی بتونم عملکردهای مختلفی داشته باشم و محدودیت نداشته باشم. تو دوره تونستم تکرارهای زندگیم رو ببینم و اینکه منشاشون چه چیزی بوده. به نظرم دوره به درد کسایی می خوره که بخوان زندگی متفاوتی بسازن، زندگی ای که نه چیزی محدودشون کنه و نه از چیزی بترسن.این دوره از جنس دوره های انگیزشی نبود. بلکه ما رو دعوت کرد تا بتونیم بسترهای ذهنیمون رو ببینیم.

غم شادی ترس امید، چیزی که 8 روز با تمام وجودم زندگی کردم (و ادامه داره ...)، تجربه عجیب و متناقض از روبه رو شدن با واقعیت آن چیزی که تا این لحظه بودم. باور اینکه هر چیزی میتونم باشم و هر نوعی میتونم زندگی کنم، باور اینکه هیچ چیزی از قبل مشخص نیست و هر باوری رو به باید به چالش کشید. احساس دین میکنم به دوره به مجید حسینی نژاد و تمام کسایی که بودن در این دوره رو برام محیا کردن. تعهد به چیزی فراتر از خود و بودنی از این جنس تا قبل از این دوره بی معنی بود. روبه رو شدن با واقعیت تلخ روزمرگی که داشتم و ندیدن بسترهایی که ناخودآگاه بر حسب اون تصمیم میگیرم و حجم زیادی از اینکه "نمیدانم که نمیدانم" ایمان آوردم که قدرت در کشف کردنه نه در یادگیری و صدای اعمال رساتر از صدای گفتار است! از صمیم قلبم میخوام که باعث #گشایشی در بودن دیگران باشم.
